دیشب توی برنامه ی فوق العاده که شبکه ی سه پخش میکنه (همون که حسنی مجریشه) قطعه ای از دادگاه خسرو گلسرخی که شاعر،نویسنده،فیلم بردار،متفکر و یکی از مخالفان رژیم سلطنتی بود را نشان داد، گفتم داریم به سالروز انفجار نور نزدیک میشیم گفتم یادی از یکی از بزرگترین مردان ایرن بکنیم و راجبش بنویسیم تا همگان بدانند که انقلاب مال چه کسانی بوده است.
بعد از پرس و جوهای متعدد از کسانی که راجب او میدانستند و امین بودند به سراغ ویکیپدیا رفتم و درباره ی او جستجو کردم، در آخر درباره ی او و دادگاهش اطلاعاتی کسب کردم و مینویسم:
او در سال 22 بدنیا آمد و زندگی پربارش تا سال 52 بود (یعنی 30 سال، خدیابیامرز جوون بود) همچنین اگر میخواهید یاد او را زنده کنید میتوانید به قطعه ی سی و سه ی بهشت زهرا روید و سر خاک او و همرزمانش فاتحه ای بفرستید.
اما شهرت بسیار او (که باعث نوشته شدن این مطلب شد) حرفهایی بود که در دادگاهش زد، او برخلاف انتظار همگان به صورت علنی به محکوم کردن رژیم شاه پرداخت و عقایدش را به صورت کاملا آزاد بیان کرد، قطعه ای از سخنان او را که دیشب تلویزیون پخش کرد:
من که یک مارکسیست-لنینیست هستم برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم .
هنگامی که مارکس میگوید: «در یک جامعه طبقاتی ثروت در سویی انباشته میشود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سویی دیگر در حالیکه مولد ثروت طبقه محروم است.» و مولا علی میگوید: «قصری بر پا نمیشود مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند.» در این دو گفته نزدیکی بسیاری وجود دارد و در این تاریخ میتوان از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد و از سلمان پارسیها و اباذر غفاری ها. در ایران انسان را بخاطر داشتن فکر و اندیشیدن محاکمه میکنند.
اما درسی که ما از او میگیریم این است که اگر عقیده ای درست و یا غلط داریم و آنرا باور داریم باید تا پای جان عقیده ی خود را از دست ندهیم.
آزاده باشیم…

